Site Loader
آدرس :مشهد_میدان استقلال ساختمان استقلال طبقه۳ واحد۹
بطلان نکاح

فسخ نکاح – بطلان نکاح

به موجب ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی ایران، عقد دایم به فسخ یا به طلاق و عقد منقطع به پایان مدت یا بذل مدت منحل می شود، و زن و مرد از یکدیگر جدا می شونددر قانون مدنی ایران تفاوت هایی میان فسخ و طلاق وجودارد در عقد نکاح، طرفین یا یکی از آنها نمی‌توانند حق فسخی برای خود در نظر بگیرند؛ به عبارت دیگر، عقد نکاح از عقود لازم است.

ولی موارد محدودی در این زمینه وجود دارد. بر خلاف سایر قراردادها، به عبارت دیگر، عقد نکاح از عقود لازم است و مصلحت و ضرورت استمرار، دوام و ثبات خانواده نیز اقتضای این را دارد، اما قانونگذار برای جلوگیری از ضرر و زیان همسری که در معرض عیوب موجب فسخ نکاح قرار می‌گیرد، صریحا موارد فسخ نکاح را معین کرده است. این موارد محدود و منحصر به همان موارد مصرح قانونی است

که باشرح این توضیحات:.

عيوبي که باعث فسخ نکاح مي‌شوند:

1- فسخ ازدواج بادیوانه یامجنون

2- جنون دایمی ودوره ای

3-عیوب ویژه زن ومرد

4- تدلیس

5-  تخلف ازشرط صفت

گفتيم که يکي از مواردي که باعث فسخ ازدواج مي‌شود، «عيوب» است. در واقع، اگر يکي از دو طرف ازدواج، دچار بعضي عيب‌هاي مشخص باشد، همسرش مي‌تواند به صورت يک‌طرفه و بدون رضايت او، ازدواج را فسخ کند. بعضي از اين عيب‌ها مختص مردان است؛ يعني اگر مردي چنين عيب‌هايي را داشته باشد،‌ زن مي‌تواند عقد را فسخ کند.

بعضي هم مختص زنان است و مردان مي‌توانند از آنها استفاده کنند. اما «جنون» يا همان ديوانگي عيب مشترکي است که هر يک دچار آن باشد، طرف مقابل مي‌تواند ازدواج را فسخ کند.

فسخ و ابطال نکاح - وکیل خانواده در مشهد
فسخ و ابطال نکاح – وکیل خانواده در مشهد

1- فسخ ازدواج با ديوانه يا مجنون

اگر مرد يا زن دچار جنون يا ديوانگي باشند، طرف مقابل مي‌تواند نکاح را فسخ کند. احتمالاً کسي شکي ندارد که اين حکم قانون‌گذار کاملاً عادلانه و منطقي است. تصورش را بکنيد که فردي با کسي ديگر ازدواج کند که دچار بيماري‌هاي رواني جدي و شايد خطرناک است. مسلماً با چنين فردي نمي‌توان به راحتي از طلاق حرف زد.

به همين دليل، قانون‌گذار حق فسخ يک‌جانبه اين ازدواج را مطرح کرده است. البته تشخيص اينکه بيماري فرد «جنون» است يا بيماري روحي ديگر، با متخصصاني است که دادگاه معلوم مي‌کند.

2- جنون دوره‌اي و دائمي

براساس ماده 1121 قانون مدنی، جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از اینکه مستمر یا ادواری باشد، برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.

به موجب این حکم، برهم زدن ازدواج در مواردی امکان پذیر است که به هنگام عقد ازدواج، یکی از دو همسر از جنون دیگری آگاه نباشد، چون اگر با علم به جنون با او عقد کرده باشد، به ضرر خود اقدام کرده است و باید تحمل کند؛ مانند موردی که با علم به حق فسخ و فوریت آن از حق خود صرف‌نظر کرده و به آن راضی می‌شود.

 

جنون دو حالت دارد: دائمي و ادواري. اما در هر دو حالت، باعث مي‌شود طرف سالم نکاح را فسخ کند، البته به شرط آنکه پايدار باشد، زيرا جنون ناپايدار ضرري را متوجه همسر نمي‌کند.

جنون دائمي:

فرد به صورت هميشگي دچار حالت جنون است.

جنون ادواري:

جنوني است که مستمر نيست و متناوب است يعني مي‌آيد و مي‌رود. تفاوت‌اش با جنون ناپايدار اين است که در جنون ناپايدار فرد در دوره‌اي دچار جنون مي‌شود و بعد به طور کامل، سلامت خود را باز مي‌يابد که اين حالت از موجبات فسخ نکاح نيست، ولي در جنون ادواري فرد مجنون در دوره‌اي دچار جنون مي‌شود، بعد خوب مي‌شود و بعد از آن دوباره به جنون مي‌رسد.

تفاوت مرد و زن مجنون

درست است که جنون هم براي مرد و هم براي زن، باعث فسخ نکاح است، اما تفاوت‌هايي هم ميان اين دو وجود دارد. مثلاً جنون شوهر، چه قبل از ازدواج و چه بعد از آن ايجاد شود، به زن اجازه فسخ را مي‌دهد، اما جنون زن فقط هنگامي موجب حق فسخ براي مرد است که در حال عقد وجود داشته باشد. به عبارت ديگر، اگر زن بعد از عقد ديوانه شود، شوهرش حق فسخ ندارد.

تازه بايد بدانيد که مرد يا زن به شرطي داراي حق فسخ به خاطر جنون همسرشان هستند که هنگام عقد، از جنون او آگاهي نداشته باشند؛ يعني اگر موقع عقد، بدانند که دارند با فردي مجنون ازدواج مي‌کنند، چون با آگاهي اقدام به ضرر خويش کرده‌اند، ديگر حق فسخ نخواهند داشت.

3- عيوب ويژه زن و مرد

عیوب مختص زن طبق ماده 1123 قانون مدنی عبارتند از قرن، جذام، برص، افضاء، زمین‌گیری و نابینایی از دو چشم. این عیوب در صورتی برای مرد حق فسخ ایجاد می‌کند که هنگام عقد موجود باشد و مرد بدون توجه به آنها با زن ازدواج کرده باشد. (مواد 1124 و 1126 قانون مدنی) حق فسخ به موجب عیوب زن، برای جلوگیری از ضرر مرد است.

بنابراین اگر به وسیله عمل جراحی یا به وسایل درمانی این عیوب از بین برود، حق فسخ نیز مبنای خود را از دست می‌دهد و ساقط می‌شود.

به عبارت کاملتری عيب‌هايي وجود دارند که هر کسي دچارشان باشد،‌ طرف مقابل مي‌تواند با استفاده از آنها، ازدواج را فسخ کند. به جز جنون که بين زن و مرد مشترک است، بعضي عيوب مختص مردان و بعضي هم مختص زنان است. عيوب ويژه مرد منحصر به بيماري‌هايي است که توان برقراري رابطه زناشويي با همسر را از مرد بگيرد. اين موارد به طور کامل در ماده 1126 قانون مدني آورده شده است. بعضي از عيوب ويژه زن هم که حق فسخ را به شوهر مي‌دهند، عبارتنداز.:

1- جزام وخوره

2- برص

نوعي بيماري پوستي‏ که بر اثر آن لکه‏هاي معمولاً بزرگ سفيد يا سياه در بدن پديد مي‏آيد

3- زمینگیربودن

4- نانینایی هردوچشم

نکته:

عيوب ويژه زن در صورتي موجب حق فسخ براي مرد است که در هنگام عقد وجود داشته باشد 

فسخ نکاح - مشاوره حقوقی -وکیل خانواده مشهد
فسخ نکاح – مشاوره حقوقی -وکیل خانواده مشهد

4- فريب (تدلیس)

يکي از مواردي که به طرفين اجازه مي‌دهد ازدواج را فسخ کنند کاري است که «تدليس» يعني فرد به اصطلاح کلي کلک بزند و صفت‌هايي را به خود نسبت بدهد که آنها را ندارد. اگر فردي با اين روش ازدواج کند، تکليف آن ازدواج معلوم است و همسر مي‌تواند ازدواج را فسخ کند و حق هم دارد!

تصور کنيد آقاي خواستگار خودش را داراي تحصيلات عالي يا ثروتمند يا متخصص در هنر خاصي معرفي کند و دل عروس‌خانم را ببرد! آن‌وقت،‌ بعد از اينکه خطبه عقد جاري شد، عروس بيچاره بفهمد که تمام چيزهايي که درباره همسرش تصور مي‌کرده، دروغ بوده است.

در ضمن، تفاوتي نمي‌کند که اين صفات و ويژگي‌هاي دروغين در متن عقد نوشته شده باشد يا خير، چون در هر دو حالت،‌ حق فسخ وجود دارد. بنابراين، آنچه در تدليس مهم است وجود سوء نيت و قصد فريب طرف مقابل است. 

5- تخلف از شرط صفت:

یکی دیگرازموارد که  به يکي از طرفين عقد اجازه فسخ نکاح را مي‌دهد، تخلف از شرط صفت است.

شرط صفت يعني:  اينکه صفت خاصي در شخص شرط شده باشد، ولي بعد از عقد معلوم شود که فرد فاقد آن وصف بوده است.

تفاوت تدليس با تخلف از شرط صفت ؟ در تدليس فرد قصد فريب دارد، ولي در تخلف از شرط صفت، فرد چنين نيتي ندارد و واقعاً خود را واجد آن صفت مي‌داند، اما بعد از عقد متوجه مي‌شود که داراي آن وصف خاص نيست. مثل اينکه:  دختر يا پسري خود را منتسب به خانواده‌اي داراي ثروت و مقام بداند، ولي بعداً متوجه شود که نسبتي با آن خانواده ندارد یا اینکه سن  دختر بالاترازسن شناسنامه ای باشد وآن را مخفی نمایید.

فسخ نکاح – بطلان نکاح - طلاق - وکیل در مشهد
فسخ نکاح – بطلان نکاح – طلاق – وکیل در مشهد

فسخ  نکاح را ثبت کنيد:

فسخ نکاح کاري يک‌طرفه است ، دارنده حق فسخ براي اين کار برخلاف طلاق، ملزم به رعايت تشريفات خاصي نيست ومی تواند  فقط با گفتن لفظ يا انجام عملي که بر آن دلالت داشته باشداتفاق فسخ نکاح راجاری نمایید، ولي ثبت آن پس از صدور حکم مربوط از سوي دادگاه الزامي است.

ثبت نکردن فسخ نکاح به صورت رسمي، باعث مي‌شود که متخلف به جزاي نقدي درجه پنج (بين ؟؟ و حبس تعزيري درجه هفت (از ?? روز تا شش ماه) محکوم می گردد.

 

مدارک و منضمات مورد نیاز جهت طرح دعوای بطلان نکاح :

1- تصویر مصدق سند ازدواج (اجباری)

2- به همراه داشتن كارت ملي جهت احراز هويت و كارت عابر بانك جهت پرداخت هزينه ي دادرسي الزامي است.

*در صورت عدم وجود مدارك اختياري فوق مي توانيد يكي از دلایل ذيل را ارائه نماييد.

1- استماع شهادت شهود و مطلعين. 2- شماره پرونده استنادي. 3- ساير دلايل و منضمات. 4- استعلام نظر پزشکی قانونی. 5- تحقیقات محلی. 6- اتیان سوگند

 

 

همیشه بخاطر داشته باشید. مسائل مشابه حقوقی الزاماََ راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با وکیل یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید.

برای مشاوره با شماره های زیر تماس بگیر :

09154569219

09363081461

05136065768

یک تیم حرفه ای شماست .

وکیل در مشهد

 

نویسنده پست: وکیل مشهد

موسسه حقوقی عدالت گستر با بهره گیری از وکلای پایه یک دادگستری آماده ارائه انواع خدمات حقوقی و وکالت در مراجع حقوقی کیفری دیوان عدالت خانواده و سایر مراجع حقوقی و اداری توسط وکیل و مشاوره حقوقی در مشهد می باشد.

6 پاسخ در “فسخ نکاح | بطلان نکاح”

  1. سلام،من مدت هفت سال ازدواج کردم ولی بدلیل مشکلات جسمی شوهرم که در کودکی برایش پیش آمده، ایشون قادر به بچه دار شدن نیست و دکتر نیز گواهی کرده که مشکل از مرد است. حالا اگه من بخوام طلاق بگیرم از لحاظ حقوقی با این موضوع چگونه برخورد می شود.

    1. لازم است نخست احراز شود که آیا زوج شرایط دفترچه ازدواج را امضا کرده است.
      دوما:در بند «ب» دفترچه های ازدواج، زوج ضمن عقد نکاح خارج لازم زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل غیر می‌دهد که زن در صورت تحقق شرایطی، از ناحیه مرد وکیل است خودش شخصاً یا با انتخاب فرد دیگری به عنوان وکیل به دادگاه مراجعه کند و پس از اثبات ادعا، درخواست طلاق کند.
      سوما:در شرط دهم آمده است: با گذشت ۵ سال از ازدواج، زن از همسر خود به خاطر عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزندی نشود.

      بنابراین درنهایت:زوجه می تواند دادخواست طلاق به درخواست زوجه تقدیم دادگاه نماید.

  2. سلام
    من دوسال است که باخانمی ازدواج کرده ام ودر دوره عقدهستیم مشکل ما زمانی شروع شد ک خانومم ازمن به بهانه های مختلف پول میگرفت ورعایت وضعیت مالی من رونمی کرد البته بگویم ایشان دختر اخرخانواده وتتقاری باباشون هستند وتا لب تر میکردن همچیزفراهم میکردن براش..من اوایل مخالف ولخرجیهایش بودن وگفتم شمازن من هستی نباید ازپدرت پول بگیری؟البت اشتباه بزرگی کردم چون این حرف شد بهانه برای فشارمضاعف به من دوشیفت کار شدسه شیفت خلاصه دعوامون شد وایشون با اینک میدونستند من با چه بدبختی جهاز وپول جشن عروسی رهن خونه رو دراوردم رفتن کل مهریشون گذاشتن اجرا؟خداروشکر کل پول رهن دست مادر وحساب ایشان بود خلاصه دستش ب صدتومن رهن نرسید وپرونده مهریش که ۱۱۴سکه بهارازادی بود زمین خورد اما پرونده نفقش من محکوم کردن به پرداخت ماهانه یک میلیون تومان جدیدن هم نمیدونم این بازی جدید حق حبسش که نمیدونم چی چی هست علیه من دادخواست داده؟
    حال حق حبس چی هست چطور خانومم ادب کنم؟

    1. سلام
      درپاسخ به سوال شما که بیان کردید خانومتون ادب کنید؟این کار شایسته یک مرد نیست اما درجواب ب استحضارمی رسانم.

      اولا نفقه از لحظه انعقاد خطبه عقد برذمه مرد قرارمی گیرد واگرتوان پرداخت ان را ندارید از دادگاه اگرحکم قطعی نشده تقاضای کم کردن ان را باتوجه به درامد خود بنمایید.

      حق حبس حقی است که دوشیزگان که هیچگونه رابط جنسی با همسر خویش نداشته اند می توانند ازاین حق استفاده نمایید وتا زمانیک کل مهریه را زوج پرداخت ننماید می تواند از انجام رابطه زناشویی امتناع نماید.. پس اگر اون صد تومان رهن را بدید اگربرابر بامهرایشان است قضیه متتفی است.
      موفق باشید.

  3. سلام من ۵ماهه که بصورت سنتی با خانمی ازدواج کرده ام یعنی پدرومادرم این خانوم برایم انتخاب کردند ومن هیچ اشنایی وشناخت قبلی ازایشون نداشتم..مشکل من از زمانی شد که ایشون اوایل خوب لباس میپوشید وارایشش درحدمعمول بود اما کم کم تغییرکرد کاشت ناخن پروتزلب برجسته کردلب وگونه اش بصورت افتضاح کهویک دوهفته سراین جریان قهربودین امابا التماس مادرهمسرم کوتاه اومدم..اما مشکل من زمانی جدی شدکه ایشون به بهانه عمل تخمدانهاش ازم ۲۰م پول گرفت ومن چون نگران این بودم نکنه بچه دارنشیم پول پرزاخت کردم..بعد متوجه شدم خانم رفتن پروتز سینه وساکشن شکم وپهلوکرده..بدنش به دونصف شده که واقعن افتضاح بود وحالم بدشده وتا الان باایشون قطع رابطه کردم..ایسون رفتندازمن شکایت کرده که نفقه ندادم ومهریشم گذاشته اجرا؟

    مهریه ایشون۱۱۴سکه هستش اما من میخوام طلاقش بدم ماهنوز زیریک سقف نیستیم ایشون این بلاهاروسرخودش اورده بعدها ممکنه چکارهای بکنند؟برای پولهای که دادم چطور باید پس بگیرم یا حداقل ازمهریش کم بشه ایا راهی هست؟خواهش میکنم راهنماییم کنید؟

    1. سلام
      درخصوص پاسخ به سوال شما باید به عرض برسانم ..اولا حق طلاق طبق قانون وشرع با مرداست ودرصورتی که شماقصد دارید زن را طلاق بدهید باید عینن مهریه را پرداخت نماید.دوما درخصوص وجوه نقدی که بابت عمل زیبایی که بهانه عمل پزشکی ودرمانی با حیله ایشان مرتکب شده اگرواریزی به حساب دارید می توانید دادخواست مطالبه وجه نمایید..واین مبلغ که اگر رای بنفع شما شد ازهمسرخود مطالبه کنید این ارتباطی به مهرهمسرشما ندارداما میتوانید دراینده ان را ترازی نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *